المحقق السبزواري
17
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
و نظامات در مىآيند . « 1 » با اين وضعيت ، دولت اسلامى جز بر قانون مشروعى كه پيامبر خدا از سوى پروردگارش آورده مؤسّس نيست . پس ، هرگاه كه ظروف و احوال در حكومتهايى كه زمام اين دولت به دست آنهاست تغيير يابند سزاوار فرمانبردارى مردم نيستند ، مگر آنگاه كه موافق آنچه خدا نازل كرده حكم كنند و امر خداى تعالى را در ميان آفريدگانش رواج دهند . « 2 » به دليل آنكه تمامى مباحث مربوط به حكومت در اسلام از شريعت آغاز مىشود ، بنابراين قانون الهى بر جامعه و دولت تقدّم مىيابد . لذا در هيچ يك از نظريهپردازيهاى سياسى مسلمين سخن از اين نيست كه چرا دولت وجود دارد ؛ تمامى اين نظريات با اين فرضيه آغاز مىشود كه حقّ و تكليف را خداوند تعيين مىكند . پس ، خداوند - يا همان قانون الهى - است كه حاكميت مطلق دارد . با اين تلقّى از تقدّم قانون الهى بر دولت ، علّت وجودى دولت در اسلام ، همانا حفظ و اعمال قانون خواهد بود ، « 3 » و اين با هدف اوليه از تشكيل حكومت كه به منظور دفاع از دين صورت گرفت - و نه دولت - همخوانى كاملى دارد . « 4 » در باب جريانات عمدهء انديشه سياسى در اسلام رحلت پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله و بروز اختلاف و مناقشه بر سر رهبرى مسلمين ، و بهويژه تحوّلات سياسى و اجتماعى كه در تعاقب آن در سدههاى نخست هجرى به وقوع پيوست ، موجب پديدارى و شكلگيرى انديشههاى مختلف سياسى نزد متفكران و فرق و مذاهب اسلامى گرديد ، و از همه مهمتر آنكه فكر و نظر و رأى مذهبى به خدمت سياست و مواضع سياسى درآمد و يا آنكه در كوران مجادلات سياسى ، نظريات فقهى و مذهبى جانبدارانه شكل گرفت . علاوه بر آرائى كه از سوى شريعتمداران و فقيهان مذاهب اسلامى ارائه مىگرديد با گسترش فتوحات اسلامى و تسخير سرزمينهاى ملل مسبوق به تمدّن ، رفته رفته
--> ( 1 ) . نك : طالقانى ، محمود ، مقدّمه بر تنبيه الامّه و تنزيه الملّة ، ص 8 . ( 2 ) . مبانى انديشههاى سياسى در ايران و جهان اسلامى ، ص 22 . ( 3 ) . دولت و حكومت در دوره ميانهء اسلام ، صص 1 و 2 . ( 4 ) . همان ، ص 21 .